عشق از زندگی کردن بهتر است.
وبه هرکه دوست تر می داری بچشان که:
دوست داشتن از عشق برتر.
"دکتر علی شریعتی"
زندگی با همه ی وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست.
حاصلش تن به قضا دادن وپژمردن نیست.
زندگی جنبش وجاری شدن است.
ازتماشاگه آغاز حیات
تا به جایی که خدا می داند.
قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده
خیلی وقته دیگه بارون نزده
رنگ عشق به این خیابون نزده
ای خدا یه کاری کن رفیق آسمون بشیم
بی دروغ و بی ریا هرچی می خوای همون بشیم
این قدر مهربونی تو آدما کم نباشه
حتی یک پرنده هم شکارآدم نباشه
دلامون صاف باشه ودوستی ها صد رنگ نباشه
آدما آدم باشن دلاشون از سنگ نباشه
با یه بهونه ی کوچیک کینه ها شعله ور نشه
آدمیت این همه بین ما دربدر نشه
ای خدا یه کاری کن صمیمی وساده باشیم
واسه گفتن وشنیدن از توآماده باشیم
فقرو ناداری برای کسی تشویش نیاره
جز به سمت تو کسی دست طلب پیش نیاره
هرگز از دونه وآب لونه ای خالی نمونه
سر دیوار کسی جغد نداری نمونه
ای خدا یه کاری کن رفیق آسمون بشیم
بی دروغ وبی ریا هرچی می خوای همون بشیم
میون باغ گلا سایه ات نیست
اومدم من دوباره با شور وشوق
بخونم ترانه هامو با چه ذوق!
کنار اون گل سرخی که با هم
یه روزی به سرخی اش خوردیم قسم
که همیشه همه جا با هم باشیم
ایستادم به انتظار تا تو بیای
****************************
باد اومد زوزه کشید گل نرگس جیغ کشید
آسمون سرخ شد افق زد غمبرک
شب تاریک وسیه چادرش پهن کردرو دشت
وقتی که نیومدی شقایق خندید وگفت:بیچاره!
فقط همین!بیچاره...بیچاره...
ناگهان چیزی شکست
آسمون قلبش شکست
بید مجنون خم گشت
سیلی از مروارید
جاری شد تو باغ ودشت
نشستم کنار در تا تو بیای
ولی باز نیومدی!نیومدی!
گل سرخ باغمون
همیشه به انتظارت می مونه
تا روزی که بیای!
تا روزی که تو بیای! می شینم به انتظار
می شینم به انتظار
به انتظار
انتظار
...
...
دستها را سایبان یاس کرد
باتو می شد لابلای یاس ها
مهربانی را کمی احساس کرد
با تو می شد مثل یک حس مدام
رو ی برگی از شقایق راه رفت
با تو می شد مثل یک پیوستگی
در سکوتی محض بی همراه رفت
با تو می شد باران را گرفت
در هوایی تازه تر پرواز کرد
روزن یک حس نا محدود را
رو به سمت دوستی ها باز کرد
در سحرگاه سر از بالش خوابت بردار
کاروانهای فرمانده ی خواب
از چشمت بیرون کن
باز کن پنجره را...
بشتاب درها را بشکن وهم را دو نیمه کن
اندوه را بچین که رسیده است.
دیری است خود را رنجانده ای و روزن آشتی را بسته ای.
خود را به صخره ی برتر خود رسان که نگین آرامش در انتظار توست.
همیشه ودر همه جا
با تو نفس کشیده ام، با چشمان تو دیده ام
مرا از تو گریزی نیست
چنان که جسم را از روح!
وزمین را از آسمان
ودرخت را از آفتاب.
تو دلیل حیات من بوده وهستی،
وچنان با این دلیل زیسته ام که باور کرده ام ،
علت بودن من تو هستی.
پاسخ من من به آغاز و پایان زندگی اینست:
"همیشه با تو"
هر کی میگه وفادارم دروغ میگه
تواین دوره زمونه عاشقی گشته نمونه
هرچی جستجو کنی از او نمی بینی نشونه
من می گم مهر و مروت من می گم عشق و محبت
من می گم مهر و وفا همش دروغه
من می گم اشکای عاشق من می گم گل شقایق
من می گم مهر و صفا همش دروغه
دریا شود چشم ریز اشک باور نکن
غوغا شود دنیا ز عشق باور نکن