رنگ تنهایی تو را دارد
لحظه های غروب پاییزی
مثل باران ترانه خود را
روی دستان خاک می ریزی
این دقایق بدون تو
انگار پیچ وخم های مبهم وسردند
چشم هایم چقدر کم سویند
دستهایم دوباره یخ کردند
شب که با آسمان وماه ونسیم
خلوتی پاک وبی ریا دارم
بر دلت عاشقانه بسپارم
رنگ غم های دلنشین غروب
مثل شبهای تلخ پاییزم
بی تو از بغض وگریه سرشارم
از سکوتی عمیق لبریزم
کاش امشب نگاه زیبایت
روی اشعار خسته ام باشد
ودعایت دوباره همراه
دل تنگ وشکسته ام باشد
ازمیان سکوت غمبارم
غربتم را بیا نظاره کن
باز هم این شب سیاه مرا
با حضورت پر از ستاره کن
ستارگان در قصر بلورین سحر
خورشید در تابوت سیاه شب
وزندگی در مقبره ی یخ زده ی مرگ. اما تنها چیزی که غروب نمی کند
محبت ودوستی
است.
سعی کن آن را به رایگان از دست ندهی.
*******************************************************
با هر طلوع خورشید فکر کن زندگی ات همین حالا شروع شده است گذشته ها گذشته تمام دیروز ها را عمیقا" دفن کن آن گاه اجازه بده به خواب فرو روند.
بال من مال تو
فرصت پرواز من
پیشکش خنده ی خوشحال تو
می پری شاد شاد
می شوی غرق نفس های باد
می روی از ابرها
می شوی چون نسیم
قاطی احساس هام
برون افتاده پیدا بود دندان های سرما.
تو گفتی اگر مرا دوست داری از دل وجان گل سرخی برایم مهیا کن.
میان شهر گردیدم. به هر جا گل فروشی پرسیدم که گل دارید؟
چو گفتند از بهر که وبهر چه می خواهی.
بگفتم از برای تو. از برای دلبری طناز وافسونگر.
وچون گفتند در دل این برفها هرگز گل سرخی نمی یابی خجل وشرمنده سر در سینه افکندم.
ناگهان در چاک سینه ام دیدم گل سرخی به رنگ خون به رنگ باد گلگون.
همان گل را برایت فرستادم
نمی دانم پسندیدی ویا مستانه خندیدی؟!
و مهم ترین کس ان کس است که اکنون می بینی.
زیرا هیچ گاه نمی دانی که ایا کس دیگری نیز خواهد بود که با او روبرو شوی یا نه.
ومهم ترین کار نیکی کردن به اوست زیرا:
انسان تنها برای نیکی کردن آفریده شده است.
"تولستوی"
H:شادی ونشاط زندگی
J:عوامل شادی بخش(گذشت/مهربانی/ایثار/...)
F:بیماری ها و سو تغذیه
E:رذایل اخلاقی(اضطراب/حسادت/توقع/آزمندی/...)
برای شاد زیستن و سالم ماندن بایدمیزان F و E را به صفر برسانیم.
همیشه شاد وبا نشاط باشید!
H=J-F-E
مثل کبوتری جلد رو بوم تو نشستم چرا منو پروندی مگه ندیدی خسته ام
نه التماس واشک وآه نه بغضم می دیدی نه حتی وقت رفتن فریادم شنیدی
چه پرغرور گذشتی از روی پیکر من برو دیگه شکسته تموم باور من
دیگه نیا سراغم بذار فراموش کنم شعله ی خاطرات تو سینه خاموش کنم
شادی بده دلا رو با عشق ومهربونی نگو که برمی گردی توی خونه ات می مونی