تبليغاتX
دراین مزرعه پاک به جزعشق دگر بذر نکاریم
در این خاک دراین خاک دراین مزرعه پاک به جز مهر به جز عشق دگر بذر نکاریم

                                                                  

 

خدایی که من ازش حرف می زنمهمون مهربونیه که بی منت می ده. وقتی التماسش می کنم

 

لذت می برم و آروم می شم.نگفته می دونه چی می خواییم اما دوست داره با صدای خودمون

 

 بشنوه. دوست داره نازشو بکشیم . دوست داره به یادش باشیم .لذت عجیبی داره وقتی بهش

 

 التماس می کنی و جواب می گیری . اگه یه ذره بیشتر از بقیه اذیتت می کنه حتما" بیشتر

 

 دوست داره. می خواد بیشتر باهاش حرف بزنی. پس دلیلی برای نا امیدی وجود نداره.با

 

 لاخره که جواب می ده . مگه خودش نگفته " ادعونی استجب لکم " بخوانید مرا تا اجابت

 

 کنم شما را. پس بخوانیدش مطمئن باشید به اجابت می رسید. وقتی از همه جا و همه کس

 

 رونده می شی وقتی هیچ دلیلی برای زنده موندن و نفس کشیدن نداری وقتی حالت از همه

 

 کس و همه چیز به هم می خوره وقتی دلت به اندازه ی همه دنیا می گیره وقتی تنها راه

 

خلاص شدن روو خود کشی می دونی قبل از اینکه هر تصمیمی بگیری دور و بر تو خو

 

ب نگاه کن. اگه هوا آفتابیه خدا می خواد یا اگه بارون میاد خدا می خواد.اگه دریا دریاست اگه

 

 جنگل جنگله اگه کوه کوهه خدا می خواد.پس اگه تو تویی یعنی خدا می خواد. وقتی خدا رو

 

 حسش کردی و وقتی مهربونیشو لمس کردی تازه می فهمی که اونی که اون بالاست خیلی

 

 بزرگه ودر نهایت مهربونیه.گناه کردی توبه کن.دوباره گناه کردی بازم توبه کن.بازم عهدتو

 

 شکستی توبه کن.برگرد در خونشو بزن.به خودش قسم در خونشو باز می کنه و یه بار دیگه

 

 راهت می ده.دلت که می گیره وضو بگیر دو رکعت نماز بخون بعد بر سر سجاده عشق فقط

 

 گریه کن گریه و التماس .باهاش حزف بزن قسمش بده. جواب می گیری امتحان کن.امتحانش

 

 مجانیه. فقط باید دلتو صاف کنی. فکر موانع سر راه خواسته هات هم نباش.وقتی خدا بخواد

 

به یه چیزی برسی همه زمین آسمون و همه طبیعت دست به دست هم می دن تا تو به اون

 

 چیز برسی.فقط کافیه خدا بخواد.خواست خواست خداست.حکم و اراده هم حکم و اراده او.تو

 

 دادگاهی که خدا حکم صادر می کنه همه ما محکومیم.لحظه اجابت نزدیکه.خدا همین

 

 نزدیکیهاست.  یه قدم بردار تا حسش کنی. ققط زودتر چون ممکنه ناگهان زود دیر بشه !

 

  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 18:46  توسط سارا  |